اشعار گروه کر
برای اجرای گروهی
من یک زنم
من یک زنم، که میزنم، به سیم آخر و میگم
منو ببین، یه آدمم، که از توئه، پوست تنم
ندا منم، مهسا منم، صدای نسل ما منم
اگر چه بستی بالمو، رهاتر از رها منم
اگر چه جنس شیشهم، قویتر از همیشهام
نبین نحیفه ساقههام، درخت کهنه ریشهام
همیشه بوده باورم، که با تو من برابرم
اگه قویه بازوهات، به جاش منم یه مادرم
نقابو پاره میکنم، خیال چاره میکنم
شب سیاه و تیره رو، پر از ستاره میکنم
Bella Ciao
از گلوی تو، تا صدای ما
بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
میپریم از خواب، یه شب مهتاب
یکی میگه آی آدمها
یا همه با هم، یا همه تنها
ما که بیداریم تا فردا
خاک این گندم، تو خیابونه
خوشهی خشم من و تو تشنهی بارونه
حق ما کم نیست، زانوی غم نیست
قلب ما که دور از هم نیست
ایرانی تازه، این یه آغازه
پنجره تا رویا بازه
از گلوی تو، تا صدای ما
بلا چاو، بلا چاو، بلا چاو، چاو، چاو
آخرش زنجیر، ظلم دامنگیر
میشکنه با دستهای ما
همه بر میخیزند
چه کسی میخواهد
من و تو ما نشویم
خانهاش ویران باد
من اگر ما نشوم، تنهایم
تو اگر ما نشوی، خویشتنی
از کجا که من و تو
شور یک پارچگی برپا نکنیم
از کجا که من و تو
مشت رسوایان وا نکنیم
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
من اگر بنشینم
تو اگر بنشینی
چه کسی برخیزد؟
چه کسی با دشمن بستیزد؟
چه کسی پنجه در پنجهی دشمن آویزد
دشتها نام تو را میگویند
کوهها شعر مرا میخوانند
کوه باید شد و ماند،
رود باید شد و رفت،
دشت باید شد و خواند
سینهام آینهای است
با غباری از غم
تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار
من اگر برخیزم
تو اگر برخیزی
همه بر میخیزند
برپا خیز! برای، زن، زندگی، آزادی
به نام زن، به نام زندگی
رها شویم ز طوق بندگی
شب سیاه ما سحر شود
تمام تازیانهها تبر شود
که ما جوانهها صدا شویم
من و تو و دگر، دوباره ما شویم
قسم به خون پاک لالهها
به انقلاب اشک و بوسهها
در این گذار رنج بیامان
ز جان، ز تن، وطن مرا بخوان
که با خروش بانگ سرخ نام تو
جهان بلرزد از قیام تو
به نام زن، به نام زندگی
دریده شد لباس بردگی
شب سیاه ما سحر شود
تمام تازیانهها تبر شود
که ما جوانهها صدا شویم
من و تو و دگر، دوباره ما شویم
برپا خیز! برای، زن، زندگی، آزادی
